جنبه‌های روانی – اجتماعی درد سرطان

جنبه‌های روانی – اجتماعی درد سرطان

اشتراک‌گذاری این مطلب: WhatsappTelegram

نکات کلیدی که امیدوارم شما در خاطر بسپارید و به اشتراک بگذارید:

  • درد تنها یک پدیده جسمی و فیزیکی نیست، بلکه مسائل مختلف رفتاری، شناختی، عاطفی، معنوی و بین فردی در آن دخیل است.
  • جنبه‌های روان‌شناختی می‌تواند تأثیر عمیقی روی درک درد فرد بیمار سرطانی داشته باشد.
  • معنی و مفهوم درد در بیماران سرطانی از وقوع این پدیده در بیمارانی که از بیماری غیر تهدیدکنندۀ حیات رنج می‌برند، متفاوت است.
  • بیماران مبتلا به درد سرطان شدید در معرض انواع اختلالات روان‌پزشکی نظیر افسردگی قرار دارند.
  • اگر حمایت‌های اجتماعی از فرد مبتلا به سرطان از طرف اطرافیان و خانواده کم باشد، پریشانی روان‌شناختی ایشان بیشتر می‌شود.
  • در ارزیابی جامع درد سرطان باید تمام جنبه‌های این بیماری با هم دیده شود و به مسائل مهمی نظیر جنبه‌های روحی روانی نگاه ویژه‌ای داشت.
  • وقتی درد سرطان به‌صورت مناسبی کنترل شود، اثر بخشی داروهای ضدافسردگی نیز بسیار بهتر خواهد بود.
  • یکی از باورهای غلطی که در مورد درد سرطان وجود دارد این است که تحمل درد، باعث بهتر شدن آن به مرور زمان می‌شود.
  • این باورهای غلط رفتارهای اشتباهی را به‌دنبال دارد، در نتیجه باید سعی شود با دادن اطلاعات و آموزش درست، این تصورات نادرست را اصلاح کرد.

جنبه‌های روانی – اجتماعی درد سرطان

تجربه درد یک پدیده بسیار پیچیده است به‌طوری که جنبه‌های فیزیکی، رفتاری، شناختی، عاطفی، معنوی و بین فردی در آن دخیل هستند. به این ماهیت چند وجهی درد باید آگاه بود و آن را در ارزیابی و کنترل درد بیماران مبتلا به سرطان مدنظر قرار داد.

جنبه‌های روان‌شناختی می‌تواند تأثیر عمیقی روی درک درد فرد بیمار سرطانی داشته باشد و نوع پاسخ رفتاری و عاطفی او را تعیین خواهد کرد. اگرچه استرس مداوم و مزمن می‌تواند ناتوانی و خستگی فرد را بیشتر کند (که این موضوع در مورد دردهای سرطانی نیز به‌خاطر مزمن بودن صدق می‌کند) اما عوامل روانی – اجتماعی می‌توانند این فشار مزمن را تعدیل کنند. شواهد علمی زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد اضطراب و افسردگی، ترس، اعتقادات خاصی که در مورد درد وجود دارد و آشنایی با روش‌های سازگاری و تطابق‌پذیری با پدیده‌های مزمن نظیر درد، در میزان درک و واکنش افراد به درد سرطان تأثیر گذار خواهد بود. یک سری مداخلات علمی روان‌شناختی را می‌توان در مورد رفتار شناختی فرد انجام داد که تأثیر درد روی خُلق و عملکرد او را به حداقل می‌رساند.معنی و مفهوم درد در بیماران سرطانی با معنای این پدیده در بیمارانی که از بیماری غیر تهدید کننده حیات رنج می‌برند متفاوت است. بعضی از بیماران سرطانی درد را علامت و نشانه پیشرفت بیماری فرض می‌کنند، در نتیجه از وقوع آن و یا افزایش شدت درد نگرانی زیادی را با خود یدک می‌کشند. در نتیجه در این مورد باید با فرد صحبت کرد و او را به مهارت‌های شناختی برای مقابله با این افکار نادرست آشنا ساخت.

پریشانی روان‌شناختی

بیماران مبتلا به سرطان که درد بسیار شدیدی را تجربه می‌کنند در معرض انواع اختلالات روان‌پزشکی از جمله افسردگی قرار دارند و این شیوع در مقایسه با بیمارانی که درد مختصرتری را تحمل می‌کنند به‌‌معنی واقعی افزایش می‌یابد.

بیماران مبتلا به سرطان که درد شدیدی را تجربه می‌کنند در معرض انواع اختلالات روان‌پزشکی از جمله افسردگی قرار دارند درنتیجه با کنترل مناسب درد از بروز چنین مسایلی جلوگیری خواهیم کرد.

 در ضمن اگر فردی سابقۀ مسائل روان‌پزشکی داشته باشد با وقوع درد سرطان شدید، احتمال تشدید شدن اختلالات قبلی بسیار بالاتر خواهد رفت. خیلی مواقع به‌خاطر رفتارهای پیچیده‌ای که فرد مبتلا به سرطان بروز می‌دهد و انواع ترس و اضطراب را در لحظات مختلف نشان می‌دهد، اختلال روان‌پزشکی به نام افسردگی فراموش می‌شود. زیرا علایم مشترکی بین شنیدن خبر سرطان، عوارض درمان سرطان، درد سرطان و افسردگی وجود دارد که ممکن است به اشتباه علایم و نشانه‌های افسردگی به یکی از این مسائل مرتبط شود. اگر با بیمار ارتباط کلامی مناسبی برقرار کنیم و یک شرح حال دقیق و جامع بگیریم، می‌توانیم بین این تشخیص افتراقی‌‌های مختلف، تشخیص قطعی را مطرح کنیم.

پیشگیری از پریشانی روان‌شناختی

یک بررسی خیلی جامع نشان می‌دهد که بین درد سرطان و پریشانی روان‌شناختی یک ارتباط بسیار صریح وجود دارد. در ضمن بین حمایت‌های اجتماعی اندک (از طرف خانواده و اطرافیان) و پریشانی روان‌شناختی ارتباط معنی داری دیده می‌شود. بیمارانی که از مهارت‌های تطابق‌پذیری آشنا بوده و به آن مسلط هستند، می‌توانند مسائلی نظیر درد سرطان را بهتر مدیریت کنند، تا خلق آنها تحت تأثیر این بیماری و حواشی آن قرار نگیرد.باید توجه داشت در ارزیابی جامع درد سرطان باید تمام جنبه‌های این بیماری با هم دیده می‌شود و علاوه بر مسائل جسمی و فیزیکی درد، باید توجه ویژه‌ای به اثرات روحی – روانی این مشکل و میزان تأثیرپذیری فرد از این مسائل داشت. برای غربالگری مسائل روان‌شناختی باید از ابزارهای معتبر تشخیصی بهره برد.

 در ارزیابی جامع درد سرطان باید تمام جنبه‌های درد با هم دیده شود یعنی علاوه بر مسایل جسمی مسایل روحی روانی مرتبط با آن نیز دقت کافی و وافی داشت.در ارزیابی جامع درد سرطان باید تمام جنبه‌های درد با هم دیده شود یعنی علاوه بر مسایل جسمی مسایل روحی روانی مرتبط با آن نیز دقت کافی و وافی داشت.

مدیریت پریشانی روان‌شناختی

مداخلات روان‌شناختی از قبیل درمان‌های رفتاری – شناختی در کنترل درد سرطان اثربخش هستند. در ضمن نشان داده شده است که بعضی از این تکنیک‌ها می‌توانند باعث بالا بردن کیفیت زندگی فرد شوند و استرس و فشار روانی سنگین ناشی از درد سرطان را کاهش می‌دهند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که هر فرد باید جداگانه تحت مشاوره روان‌پزشکی قرار بگیرد، به مسائل و مشکلات او توجه شده و مداخلات لازم باید صورت بگیرد. حتی اگر به همراه فرد مبتلا به سرطان، آموزش‌های لازم برای مقابله با مسائل مرتبط با درد سرطان و چگونگی روبرو شدن با آن داده شود، اثرات روانی – اجتماعی و نوع حمایت همراه از او شدیداً تحت تأثیر قرار می‌گیرد.بررسی‌های امروزه به اثبات رساندند، اثرات داروهای ضدافسردگی در بیمارانی که در حال تحمل درد سرطان هستند شدیداً کاهش می‌یابد و هرچه میزان و شدت درد سرطان کاهش پیدا می‌کند اثر بخشی درمان‌های روان‌شناختی به‌طور واضحی افزایش پیدا می‌کند. در ضمن مشخص شده که شدت درد با شدت افسردگی ارتباط بسیار مستقیمی دارد.

عوامل روان‌شناختی مرتبط با درمان

حدود 35 درصد از همه موارد درد سرطان به رژیم‌های ضددرد موجود پاسخ نمی‌دهند زمانی که این گروه از بیماران به‌صورت جامع مورد بررسی قرار گرفتند مشخص شد مسائل روحی – روانی و جنبه‌های روان‌شناختی تأثیر بسیار واضحی در پاسخ فرد به درمان درد سرطان دارد. بسیاری از این مسائل روحی – روانی به اعتقادات و باورهای فرد از سرطان، درد مرتبط با آن و میزان تهدیدی که برای حیات ایجاد می‌کند ارتباط دارد. این باورها از تجارب قبلی درد، تأثیرات خانوادگی و میزان اطلاعاتی که فرد از تیم درمانی خود در مورد درد سرطان به‌دست می‌آورد تشکیل می‌شود. نمونه‌هایی از این باورهای غلط و اشتباهی که فرد می‌تواند داشته باشد عبارت‌اند از:

یکی از باورهای غلط مربط با سرطان که باید تصحیح شود این موضوع است که بیماران فکر می‌کنند درد شدید ایجاد شده به خاطر عذاب خداوندی است و به این خاطر خودشان را سرزنش می‌کنند.یکی از باورهای غلط مربط با سرطان که باید تصحیح شود این موضوع است که بیماران فکر می‌کنند درد شدید ایجاد شده به خاطر عذاب خداوندی است و به این خاطر خودشان را سرزنش می‌کنند.

  • تحمل درد باعث بهتر شدن آن به مرور زمان می‌شود.
  • افزایش شدت درد به‌معنی پیشرفت بیماری است.
  • مصرف مسکن‌ها باعث اعتیادآوری می‌شود.
  • سرطان و درد مرتبط با آن، عذاب خداوندی است.
  • مصرف منظم مسکن جایگاهی ندارد و مسکن در صورت تشدید درد باید شروع شود.

باید توجه داشت این باورهای غلط، رفتارهای اشتباهی را به‌دنبال دارد که نوع پاسخ فرد به مداخلات درمانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 نکتۀ مهم 

در ارزیابی جامع درد سرطان، اعتقادات و باورهای ذهنی فرد نیز باید مورد بررسی کامل قرار گرفته و جنبه‌های روانی – اجتماعی موضوع نیز تحت کنکاش قرار بگیرد. 

تاثیر آموزش صحیح

بررسی‌ها نشان می‌دهد که مداخلات آموزشی می‌تواند اعتقادات، باورها و رفتار فرد را در مورد درد سرطان تغییر دهد. همان‌طور که در مبحث قبلی گفته شد، دلیل عمدۀ اینکه تأثیر کمی از مسکن‌های استفاده شده در درد سرطان دیده می‌شود به‌خاطر تصورات و باورهای غلط خود فرد است، در نتیجه باید سعی کنیم تا درد و تمام جنبه‌های علت شناسی تا درمان‌های موجود، برای بیمار به‌صورت موشکافانه مورد بررسی قرار گرفته و به او توضیح داده شود و آگاه باشیم که ارزیابی کامل و جامع درد سرطان و ارائۀ اطلاعات کافی مورد نظر بیمار بخشی از برنامه درمانی بیمار است، و این قسمت را جدا از برنامه جامع کنترل درد سرطان ندانیم.اگر پزشکان اطلاعات درست، صحیح و علمی را در اختیار بیماران قرار ندهند، آنها از منابع غیر رسمی و غیر معتبر سعی در به‌دست آوردن اطلاعات مورد نظر خواهند داشت که در اکثریت موارد اشتباه هستند و باورهای غلط و اشتباه فرد را عمیق‌تر و وسیع‌تر خواهد کرد و کنترل آن سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود.

جنبه‌های روان‌شناختی درد سرطان

  • پریشانی روان‌شناختی شدت درد سرطان را افزایش می‌دهد.
  • به‌دلایل باورهای غلط و اشتباهی که وجود دارد، درد سرطان در خیلی از موارد کمتر از حد واقعی گزارش و درمان می‌شود.
  • دردهای مزمن قادر خواهند بود اثرات وسیع و عمیقی روی کیفیت زندگی بیمار داشته باشند. توانایی حرکت، ورزش، خواب و تمرکز همگی به نوعی

 آموزش به بیماران می‌تواند اعتقادات باورها و رفتار فرد را در مورد درد سرطان تغییر دهد.

 آموزش به بیماران می‌تواند اعتقادات باورها و رفتار فرد را در مورد درد سرطان تغییر دهد.

توسط درد تحت تأثیر قرار می‌گیرند. دردهای کنترل نشده برای فرد اضطراب ایجاد می‌کند و حس ناامیدی و ناتوانی را در او افزایش می‌دهد، در نتیجه این موضوع می‌تواند یک عامل خطر عمده برای افسردگی باشد.

  • این نکته بسیار حیاتی است که توجه داشته باشیم عوامل روان‌شناختی مسبب ایجاد درد نیستند، اما در درک و پذیرش درد سرطان و میزان پاسخ‌شان به مسائل درمانی بسیار تأثیرگذار هستند.
  • آشنایی با اهمیت جنبه‌های روان‌شناختی به‌خصوص عوامل شناختی در درک پدیده درد موجب آشنایی با مدل‌های شناختی – رفتاری درد شده و مداخلاتی که باعث کنترل آن می‌شود نیز شناخته شده است.
  • بعضی از باورهای غلطی که در مورد درد سرطان وجود دارد رفتارهای اشتباهی را به‌دنبال خود می‌آورند، برای مثال این اعتقاد که استراحت کردن و اجتناب از فعالیت‌های فیزیکی باعث بهتر شدن درد سرطان می‌شود، منجر به این می‌شود که فرد از فعالیت‌های فیزیکی لذت‌بخش امتناع بورزد، در نتیجه اعتماد به‌نفس فرد کاهش پیدا کرده و همین موضوع زمینه‌ساز افسردگی او خواهد شد.
  • مطالعاتی که جنبه‌های روان‌شناختی درد سرطان را بررسی می‌کنند، روی دو موضوع تمرکز دارند، پریشانی روان‌شناختی و راهبردهایی برای سازگاری با درد سرطان.
  • بررسی‌هایی که بین درد سرطان و پریشانی‌های روان‌شناختی (اضطراب و افسردگی) وجود دارد نشان می‌دهد که بین درد سرطان و پریشانی روان‌شناختی ارتباط معنی‌داری وجود دارد و افزایش شدت درد موجب تشدید پریشانی‌های روان‌شناختی نظیر اضطراب و افسردگی می‌شود.
  • همان‌طور که قبلاً گفته شد، در اکثریت موارد درد سرطان، کمتر توسط بیمار گزارش می‌شود و کمتر تحت درمان قرار می‌گیرد، که مهمترین علل آن به باورهای غلط بیماران و خانواد‌ه‌هایشان وابسته است.

بعضی از این باورهای غلط عبارت‌اند از:

  • ترس از اعتیاد دارویی
  • ترس از مقاومت دارویی
  • نگرانی در مورد عوارض درمان
  • نگرانی در مورد این‌که درد نشانۀ پیشرفت بیماری است.
  • ترس از تزریق مکرر
  • نگرانی از این موضوع که صحبت کردن در مورد درد موجب می‌شود که پزشک معالج درمان علاج‌بخش را کنار گذاشته و فقط به تسکین درد بیمار فکر کند.
  • باور داشتن این موضوع که بیمار خوب بیماری است که شکایتی از درد نداشته باشد.

 ترس از اعتیاد و مقاومت دارویی باعث می‌شود بیماران درد را کمتر از واقع به تیم درمانی گزارش کنند. درنتیجه باید سعی کنیم ضمن آموزش به بیماران ارزیابی دقیقی از درد بیماران داشته باشیم. ترس از اعتیاد و مقاومت دارویی باعث می‌شود،بیماران درد را کمتر از واقع به تیم درمانی گزارش کنند. درنتیجه باید سعی کنیم ضمن آموزش به بیماران،ارزیابی دقیقی از درد بیماران داشته باشیم.

نگرش روان‌شناختی به مدیریت درد سرطان

اعتقادات و باورهای شخصی، واکنش‌های احساسی – عاطفی، رفتارهای تطابق‌پذیری و عوامل اجتماعی، اهداف اولیه مداخلات روان‌شناختی را به خودش اختصاص می‌دهد.

  • آموزش مهارت‌های سازگاری

در این آموزش مهارت‌های تطابق‌پذیری و سازگاری به بیمار آموزش داده می‌شود که با مهارت‌های رفتاری و شناختی چگونه درد خود را مدیریت کرده، پریشانی را کاهش داده و با شناخت و درک پدیده درد، چگونه نقشی ‌فعالی را در فرایند کنترل درد ایفا کنند.

  • راهبرد توجه – انحراف

در این راهبرد فرد توجه اصلی خود را با مهارت‌های کسب شده به سمت مسائلی سوق می‌دهد که برای او آرامش‌بخش و لذت‌بخش خواهد بود و با توجه به این جنبه‌ها از پدیدۀ درد جدا خواهد شد، برای مثال صحبت‌ کردن با دوستان، گوش دادن به موزیک و موسیقی، بیرون رفتن و قدم زدن بعضی از اقداماتی است که فرد می‌تواند انجام دهد تا به پدیدۀ درد توجه نکند.

  • راهبرد تطابق‌پذیری شناختی

در این راهبرد به بیماران آموزش داده می‌شود چگونه با تشخیص افکار منفی و اشتباه خود و تغییر آنها یک ساختار شناختی جدیدی برای خود ایجاد کنند. این راهبرد در سازگاری فرد با مسائل مشکل‌دار پیش‌رو بسیار کمک کننده خواهد بود.

اعتقادات و باورهای شخصی، واکنش‌های احساسی عاطفی و فاکتورهای اجتماعی اهداف اولیه مداخلات سایکولوژیک را به خودش اختصاص می‌دهد.

اعتقادات و باورهای شخصی، واکنش‌های احساسی عاطفی و فاکتورهای اجتماعی اهداف اولیه آموزش های روحی روانی را به خودش اختصاص می‌دهد.

بازگشت به مبحث درد و سرطان

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع هست.